نقش هنر در معماری

واژهٔ هنر در زبان سانسکریت، ترکیبی از دو کلمهٔ «سو» به‌ معنی نیک و «نر» یا «نره» به‌ معنای زن و مرد است. در زبان اوستایی «س» به «ه» تبدیل شده و واژهٔ «هونر» ایجاد

گشته‌ است که در زبان پهلوی یا فارسی میانه به شکل امروزی (هنر) در آمده‌ است که به ‌معنای انسان کامل و فرزانه است.

نقش هنر در معماری برای انجام پروژه معماری بسیار مهم میباشد .

تعاریف معماری

بروس السوپ صاحب نظر در مورد معماري و تاريخ آن به بيان تعريف ساده‎اي از معماري مي‎پردازد:

معماري عبارت است از بنايي كه معنا و محتوا داشته باشد او معتقد است معماري به نوعي از سازندگي اطلاق مي‎شود كه مردم بوسيله آن به هويت خود پي مي‎برند و به اين هويت

مفهوم مي‎دهند.

بروس آلسوپ همچنين در تعريف معماري آورده است:

معماري نياز انسان به اينكه از احساسات مشتركش به عنوان وسيله‎ اي براي بيان احساسات مشترك استفاده نمايد.

فيليپ جانسون يكي ديگر از كارشناسان معماري در تعريف معماري چنين آورده است: معماري تنها ايجاد انواع جديد فضاهاست. او مهمترين نقش معماري را ايجاد دگرگوني در

زمينه فرهنگي موجود مي‎داند و اين نقش نخست زيبايي شناختي است.نقش هنر در معماری پس بسیار حائز اهمیت میباشد .

فرانسيس دي. كي. چينگ نیز در تعریف معماری این گونه آورده است:

از معماري به عنوان يك هنر بالاتر از جوابگوئي صرف به نيازهاي عملكردي برنامه يك بنا مي‎باشد. اصولاً، تجليات فيزيكي معماري با عملكرد انسان مطابقت دارد.

دكتر مهدي حجت نيز در تعريف معماري اين گونه آورده است:

معماري شكل دادن به مكان زندگي انسان است پس فعل معماري مستلزم توجه همزمان به دو عامل است: «شكل» و «زندگي» به عبارت ديگر معماري درصدد ساختن ظرف براي

مظروف است. ظرفي به نام بنا براي مظروف «زندگي انسان»

كريستوف الكساندر نيز در تعريف ساده‎اي از معماري آورده است:

هر انسان از آن رو كه انسان است زندگي خود را مي‎شناسد. كافي است بدان توجه كند و با خود صادق باشد و بگذارد آنچه در درون اوست به صورت چوب، سنگ واجر درآيد و مكان

زندگي را شكل دهد.

معماری و هنر

معمار ” نقش هنر در معماری “

براي تعريف معمار نيز از تعاريف صاحب نظران معماري استفاده مي‎ نماييم در اين رابطه و در تعريف معمار كريستوفر الكساندر آورده است.

معمار را در معناي عام كسي مي‎دانيم كه به ساختن بنايي اقدام كند او در ساختن اين بنا نه تنها بايد خصوصيات آن نوع زندگي را كه قرار است در آن مكان رخ دهد بشناسد.

بلكه بايد به تصويري از زندگي بهتر در آن مكان نيز وقوف داشته باشد.

لذا معمار لاجرم در مكاني كه طراحي مي‎كند برداشت خود از زندگي بهتر را بيان مي‎دارد بدين ترتيب مجموعه باور هاي معمار كه محصول درك و احساس او از شايسته ‎ترين زندگي

قابل عرضه در مكان مورد طراحي است تجلي مي‎يابد.

همچنين معمار را كسي مي‎دانند عرضه كننده تعريفي از شايسته‎ ترين زندگي مي‎باشد كه با خلق فضاي معماري خود امكان تحقق آن را براي استفاده‎ كنندگان فراهم مي‎سازد.

تعریف معماری به طور کلی این گونه میتوان گفت:

معماري مطلوب معماري مي‎باشد كه انسان در آن احساس زنده بودن و حيات داشتن، انسجام و آرامش كند.

تقسیم ‌بندی ‌های هنر متنوع است؛ یکی از آن‌ها در حالت کلی آثار هنری را به دو دستهٔ هنرهای زیبا و هنرهای کاربردی تقسیم می‌کند:

هنرهای کاربردی: منظور از هنرهای مفید هنرهایی است که نخست کارکرد و سودمندی آن‌ها اهمیت دارد و هدف از خلقشان کاربردشان بوده‌ است.

مانند: طراحی خودرو، معماری، طراحی صنعتی.

  • هنرهای زیبا: منظور از هنرهای زیبا هنرهایی است که تنها به دلیل زیبا بودنشان خلق شده‌اند.
  •  
  • به عبارتی «نه به خاطر چیزی دیگر، بلکه به خاطر خودشان به وجود آمده‌اند». مانند: نقاشی، مجسمه‌سازی، موسیقی.

حال بخوانید نگاه یک معمار درباره تلفیق هنر در معماری 

بیش از ده سال است که با روش های معماری که در تحویل ساختمان های عمومی دخیل هستند کار می کنم.

به همین ترتیب ، من با هنرمندان تجسمی که در پروژه های جامعه کار می کنند کار کرده ام.

اگرچه چندین همکاری بین مشاغل را شاهد بوده ام ، اما تعجب می کنم که چرا به توسعه چنین مشارکتی ، به ویژه در طراحی مدارس و بیمارستان ها ، توجه کمتری شده است.

یک پاسخ واضح نیاز به کاهش هزینه های ساخت است. کاهش یا حذف کامل بودجه های هنری امری عادی است.

به نظر من این یک پاسخ اقتصادی است ، اما تفاوت هنر با معماری وقتی که در فضای عمومی همان هدف را داشته باشند ، چقدر متفاوت است؟

ممکن است برخی از شما در مورد این موضوع به طور طولانی درباره من شنیده باشید ، اما من از وبلاگ نویس مهمان خود ، لیوینگستون موکاسا ، بنیانگذار و مدیرعامل Archibility

، یک پورتال آنلاین برای منابع و برون سپاری خدمات معماری و طراحی ، دعوت کردم تا دیدگاه بیشتری در مورد اهمیت تلفیق هنر ارائه دهد وارد محیط باغ شوید.

ادغام هنر در محیط ساخته شده. میل غریزی بشر برای زیباسازی زیستگاه های ما تا زمانی که پناهگاهی لازم داشته باشد وجود داشته است.

این روند خلاقانه از زمان بسیار قدیم به فضاهای ساخته شده اهمیت داده است.

معماری ، مجسمه سازی و نقاشی زمانی به هم تعلق داشتند. در واقع ، آنها به طرز تحسین برانگیزی در مقاطع مختلف تاریخ – در فرهنگ های باستانی شرق و غرب ، و همچنین

در دوره های گوتیک ، رنسانس و باروک اروپا – به هم پیوسته بودند. تقسیم هنر و معماری فقط در زمان نسبتاً جدیدی در تمدن بشری صورت گرفت.

کاهش تاثیر هنر از معماری

وقتی انطباق رشته معماری با زمینه های علمی و فناوری تعریف شده توسط عملکرد و خردگرایی آغاز شد ، ویژگی های شاعرانه ، معنوی و انسان ساز غیرضروری رد شدند.

جنبش مدرن معمولاً هر آنچه را که نیازهای ساختاری یا کارکردگرایی مادی را برآورده نمی کرد ، رد می کرد. این ایده که خود ساختمان ، از طریق اشکال آن ، رابطه ای بین ذرات

جامد و حفره ها ، به یک اثر هنری تبدیل شده است که مستلزم حذف هرگونه بیان هنری است که در ساختمان اعمال می شود یا در آن گنجانده شده است.

این کمبود هنر در معماری به فقر بصری و بی شخصیت بودن در بیشتر شهرهای قرن بیستم در سراسر جهان کمک کرده است.

گرایش مدرنیسم به ایجاد نقایص بصری در محیط زندگی ما کمک کرده است. خصوصاً تأسف انگیز جلوه بی انگیز ساختمانهای مدارس بود ، بدبختی که امروزه نیز وجود دارد.

علاقه به هنر باید در سنین پایین تشویق شود و محیط تحریک بصری در مکانی که به رشد اولیه شخصیت و سیستم های ارزشی کمک می کند ، بسیار مهم است.

دانلود رایگان پاورپوینت هنر در معماری

تعریف هنر

  • برای تعریف جامع از هنر ابتدا لازم است رابطه اثر هنری را با  هنرمند و ایده های زیبایی شناسانه او بررسی نماییم.
  • ایده های زیبایی شناسانه هنرمند ← سبک و شیوه هنری هنرمند ← اثر هنری
  • اثر هنری:تابع شیوه عملی هنرمند و شیوه عملی او تابع ایده های زیبایی شناسانه اوست (نقش 2درس مهم انسان طبیعت و مبانی نظری )
  • تعریف هنر وابسته به تعریف زیبایی است.
  • در تعریف هنر ممدوح می توان گفت :هنر ممدوح تجلی انواع زیبایی ها و صفات حسن است در فرآیندهای طبیعی و مصنوعی متناسب با نیازهای انسان و در جهت کمال آنها.

معماری و هنر

رابطه هنر و معماری

پلاسما می گوید : معماری به واقعیت عملی و اجتماعی ساختمان سازی گره خورده است .

معماری ، ساختمان سازی نیست ، معماری از همان عناصر معنوی و والایی که در شعر و موسیقی و نقاشی و ادبیات وجود دارد تشکیل شده است .

معماری باید مفاهیم فراموش شده  امنیت و خانه / آرامش و دلهره / سفر و امید /را بار دیگر زنده کند.

گونه های هنر

  • توجه به طبیعت ذاتی اشیاء (نه ویژگیهای عَرَضی)
  • توجه به سلسله مراتب هستی (وجود)
  • توجه به محوریت انسان در عالم و ارتباط او با خدا
  • توجه به قوانین حاکم در نظام هستی
  • توجه به قوانین حکیمانه رمز پردازی (ظهور مراتب برتر در مراتب پائین تر )
  • توجه به عمل و کارکرد در معنای جامع آن
  • توجه به فایده سود در معنای جامع آن

دانلود رایگان پاورپوینت موسیقی و معماری در هنر های ایرانی

معماری و هنر ” نقش هنر در معماری “

معماری یک هنر اجتماعی است.معماران گاه بناهایی را با ایده‌های شخصی طراحی می‌کنند و حتی می‌سازند، ولی بیشتر ساختمان‌ها با توجه به نیازهای اجتماعی طراحی

می‌شوند. معمولاً از معماران انتظار می‌رود که یک ساختمان مشخص را در یک مکان مشخص طراحی کنند.

در روند ساخت یک ساختمان افراد زیادی درگیر می‌شوند؛ به مقدار زیادی سرمایه و منابع و به تخصص‌های دیگری به جز معمار نیاز است. هم‌چنین قوانین و آیین ‌نامه‌های

ساختمانی، تصمیم‌ گیری‌ های معمار را محدود می‌کنند.

در طراحی یک ساختمان معمار تصمیم‌گیرندهٔ نهایی است؛ ولی خواست جامعه، قوانین و درخواست‌های کارفرما بر تصمیم‌های او اثر می‌گذارد. اتفاقی مشابه نیز در مورد ظاهر و

نمای ساختمان‌ها می‌افتد.

حتی امروزه که از تجربه‌های جدید و ناآشنای ظاهری استقبال می‌شود، در بسیاری از شهرها به ویژه شهرهای تاریخی مقرراتی وجود دارد تا ساختمان‌های جدید در قالب شهری

جا بیفتند و از یک زبان مشترک ظاهری پیروی کنند.

کاشی کاری در معماری کهن ایران زمین

صنعت كاشی سازی و كاشی كاری كه بیش از همه در تزیین معماری سرزمین ایران، و به طوراخص بناهای مذهبی به كار گرفته شده، همانند سفالگری دارای ویژگی های خاصی

است.

این هنر و صنعت از گذشته ی بسیار دور در نتیجه مهارت، ذوق و سلیقه كاشی ساز در مقام شیئی تركیبی متجلی گردیده، بدین ترتیب كه هنرمند كاشیكار یا موزاییک ساز با

كاربرد و تركیب رنگ های گوناگون و یا در كنار هم قرار دادن قطعات ریزی از سنگ های رنگین و بر طبق نقشه ای از قبل طرح گردیده، به اشكالی متفاوت و موزون از تزیینات بنا دست

یافته است.

طرح های ساده هندسی، خط منحنی، نیم دایره، مثلث، و خطوط متوازی كه خط عمودی دیگری بر روی آنها رسم شده از تصاویری هستند كه بر یافته های دوره های قدیمی تر

جای دارند، كه به مرور نقش های متنوع هندسی، گل و برگ، گیاه و حیوانات كه با الهام و تأثیر پذیری از طبیعت شكل گرفته اند پدیدار می گردند، و در همه حال مهارت هنرمند و

صنعت كار در نقش دادن به طرح ها و هماهنگ ساختن آنها، بارزترین موضوع مورد توجه است.

معماری و هنر

زبان مشترک در موسیقی و معماری

معماری موسیقی جامد است. همان موسیقی است که در عالم غیر مادی جریان دارد و معماری ایرانی مصداق بارز و عینی در جهان مادی دستگاهها و نغمه های موسیقی ایرانی

است.

می توان عنوان نمود که هر بنایی علی الخصوص بناهایی که جایگاه ویژه ای را در فرهنگ ما دارا می باشند هر کدام تداعی کننده موسیقی در دستگاه خاص خود می باشد.

در نگاه اول می توان گفت معماری و موسیقی هر دو از احساس و روح انسان به شکل عاقلانه ای سرچشمه می گیرند هرچند در دو مسیر متفاوت در حرکت هستند اما به

سرانجامی مشترک که همانا رسیدن به مقام زیبایی در دنیای هنر است منتهی می شوند.

هربرت اسپنسر فیلسوف انگلیسی می گوید : همه ی هنرها به طور عرضی با همدیگر ارتباط دارند،چراکه منشاء همه ی آنها تجلی زیبای است. موسیقی یعنی ترکیب اصوات به

لحنی خوش آیند که سبب لذت شنوایی و انبساط و دگرگونی روح گردد. “لوکور بوزیه” معمار سرشناس می گوید : معماری یعنی فرم ها، حجم ها، رنگ ها، آکوستیک و موسیقی

که نور و سایه بلندگوهای آن هستند.

اصطلاحات مشابه در معماری و موسیقی

تقارن در موسیقی مثل فاصله نت های دستگاه ماهور که تقریبا دارای یک پرده فاصله از هم می باشد و ربع پرده ندارد و تقریبا مثل ماژور اروپایی هاست که در شنونده باعث نشاط

و شادمانی می شود.

تقارن در معماری که با توجه به فواصل دهانه های سی و سه پل می توانیم آن را به دستگاه ماهور تشبیه کنیم.

حال اگر این تقارن و فاصله ی نت ها از هم کم و زیاد شوند و عدم تقارن را داشته باشیم ، ربع پرده ها و سه ربع پرده ها بوجود می آیند که باعث شنیدن آهنگی سوزناک مثل

دستگاه همایون و یا مینور اروپایی ها می گردد که در معماری می توانیم این عدم تقارن را مثلا در پل ها با توجه به دهانه های با فواصل مختلف و کوچکی و بزرگی دهانه ها با پل

شهرستان اصفهان مقایسه نماییم.

البته می توان از فواصل رواق ها، ستون ها، سقف بازارها،ردیف نورگیرها و نور خارج شده از آن ها و سایه روشن ها هم در این مقایسه استفاده کرد.

که البته این تعبیری است از تاثیر موسیقی در معماری با اتکاء ادراکی از ریتم و فضا .

زیبایی در معماری

در عرصه هنر و معماری تا پیش از روزگار نوگرایی (مدرنیسم ) و تا آن زمان که اندیشه های کلاسیک درباره هنر و زیبایی هنوز مورد توجه بود چندان خبری از رویارویی اندیشه ها به

میان نبود هنر و زیبایی تعاریف مشخص ویژگی های بی چون و چرایی داشت که بیشتر هنرمندان و معماران پیرو آن بودن. 

رابطه زیبایی و معماری

چگونگی نگرش ما در به زیبایی به گونه ای سرراست و روشن در آفرینش اثر هنری و معماری تاثیر گزار است.

هنر آفرینش زیبایی است و شاید بتوان گفت ارجمندترین شان اثر معماری وجه هنری ان است.

از این رو باید پذیرفت نیاز به روشن کردن شئون زیبایی برای ارزیابی دیدگاه ها ونیز بررسی و تحلیل آثار معماری امری آشکار است.

می توان نشان داد که مهمترین ویژگی های معماری معاصر جهان وایران از رویکرد های زیبا شناسانه چیره بر سبک ها و ذهن معماران سرچشمه می گیرد .